هم شاهی و هم سلطان ،
هم خزان به هر بستان
تیری به وطن چون زهر ،
تو کمانی از کینی ،درکفن کنی یاران
نام سیهت بر جان تازیانه ای سنگین
پیشه ات تبهکاریست ،رهبری به نامردان
دژخیمی ضحاکان برده ای به میراثت
شانه کثیفت را
بوسه می زند شیطان
آتشی به دست دیو ، در شبی چنین دیجور
برفکنده سرتاسر بر رخ گل ایران
غافلی ز سرسبزی، از سیاوش از آرش
از بلندی البرز از شکوه کوهستان
از رویش آلاله ،از ترانه بلبل،
از شادی آزادی
از سرخی شقایقها ،از ترنم باران
این بهار خونین است می کشد به بندت گرگ
هم صاعقه ای ،نوری ،می شکاندت دندان
خور می دمد آخر ،از پس شبان تار
در جهان بپیچد باز نام نامی ایران
{ 2 trackbacks }
{ 1 comment… read it below or add one }
هم شاهی و هم سلطان ،
هم خزان به هر بستان
تیری به وطن چون زهر ،
تو کمانی از کینی ،درکفن کنی یاران
نام سیهت بر جان تازیانه ای سنگین
پیشه ات تبهکاریست ،رهبری به نامردان
دژخیمی ضحاکان برده ای به میراثت
شانه کثیفت را
بوسه می زند شیطان
آتشی به دست دیو ، در شبی چنین دیجور
برفکنده سرتاسر بر رخ گل ایران
غافلی ز سرسبزی، از سیاوش از آرش
از بلندی البرز از شکوه کوهستان
از رویش آلاله ،از ترانه بلبل،
از شادی آزادی
از سرخی شقایقها ،از ترنم باران
این بهار خونین است می کشد به بندت گرگ
هم صاعقه ای ،نوری ،می شکاندت دندان
خور می دمد آخر ،از پس شبان تار
در جهان بپیچد باز نام نامی ایران